بحث شیرین استرس شغلی

در جلسات آموزشی اخیر که برای نمایندگان یکی از شرکت‌های بیمه در تهران و شهرستان‌ها برگزار کردم، موضوع جالبی توجه من را به خود جلب کرد. به نظر می‌رسد برخی نمایندگان بیمه پیش از آنکه بخواهند چیزی از مهارت‌های فروش بیاموزند می‌بایست در حرفه خود بازنگری کرده و درباره ادامه و یا عدم فعالیت کاری خود، تصمیمی مهم اتخاذ کنند. استرس شغلی نمایان از رفتار ایشان گویای آن است که برخی بی‌هدف به وادی فروش گام نهاده و برخی نیز منتظرند تا دیگران نگرش خود را نسبت به آنان تغییر دهند.

معنای حرفه فروش

در معنا درمانی ویکتور فرانکل به عنوان مکتب سوم روانشناسی وین ، یکی از سه روش یافتن معنی در زندگی، اشتغال به انجام حرفه‌ای ذکر گردیده است. ارتقای مهارت‌های کاربردی پرسنل فروش نیز با هدف افزایش رضایت کاری و در راستای هدفمندی نیروهای فروش انجام می پذیرد. احساس شایستگی، از راه داشتن هدف و خواسته‌ای، زمینه بروز می‌یابد. در حالی که برخی تنها هدف خود از اشتغال به کار و حرفه‌شان را کسب درآمد می‌دانند، بسیاری دیگر اهداف مالی را برای غلبه بر استرس و اضطراب کاری خود ناکافی می‌دانند.

به اعتقاد بسیاری از شاغلین حرفه فروش، اضطراب و استرس شغلی در این حرفه با دیگر حرفه‌ها متفاوت است. در اینجا اگر فروشی نباشد درآمدی هم نیست. بهره‌وری پایین در این حرفه برای شاغلین به معنای گرسنگی خواهد بود! کاربرد هدفمندی در کاهش استرس شغلی پرسنل فروش، بسیار اساسی است.  اضطراب و استرس شغلی فروشندگان نتیجه یک مسئولیت به انجام نرسیده است. آن هم ناشی از کمبود هدف در زندگی کاری است.

در دیدگاه معناگرایی در فروش، فروشنده مسئول کاستی‌های محصول یا سازمانش نیست؛ بلکه مسئول نگرش خود به سازمان و محصولات آن است. فروشنده مسئول نگاه منفی در جامعه به حرفه فروشندگی نیست و مسئول برخوردهای نامناسب مشتریان نیز نمی‌باشد. اما مسئول نوع نگرش خود به حرفه‌اش است. متد فروش با سؤال، به فروشنده‌ها می‌آموزد نگاه شیی مانند به خود نداشته  و ابتکار عمل را در زندگی حرفه‌ای‌اش در دست گیرند. اکنون باید از خود بپرسیم اگر اهداف مالی برای غلبه بر اضطراب و استرس شغلی کافی نیست، چه هدفی ما را برای رویارویی با چالش‌های حرفه‌ای‌مان آماده می‌کند؟

 


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *